دوباره آغاز خواهم کرد .
دوباره بر پاهایم خواهم ایستاد
دوباره حرکت خواهم کرد
اینبار اما بدون اینکه کسی دستم را بگیرد
بدون اینکه کسی برایم دستی بزند و تشویقم کنند
بدون اینکه در چند قدم جلوتر برایم اسباب بازی گذاشته باشند
یا دستی برای در آغوش کشیدنم گشاده باشد
.....
امروز من اما بدون تمامی اینها متولد می شوم بالغ می شوم راه می روم با این رویا که پرواز را یاد خواهم گرفت
من دوباره متولد خواهم شد
شیدا
۲۴/۴/۹۰
با اجازه ات تمام نوشته هات رو خوندم
حوصله همچین کاری رو هرگز نداشتم.اما اینقدر دلنشین مینویسی که تا آخر اومدم...
تصویرهایی که به کار بردی...
احسنت بانو به این قدرت قلمت
امشب برایت بهترین رو آرزو میکنم
اختلاف سنیمون یه چند سالی میشه
اما خوشحالم که آشنا شدم
اگه اجازه بد همیشه بت سر میزنم
امیدوارم چرخ زندگی بر وفق مرادت بچرخه...
مرسی غریبه ی آشنا
ممنون درین شب عزیز مرا هم دعا کن